تبليغاتX
عجق وجق
عجق وجق

سلام به همه

دوستای گلم یه خواهش ازتون دارم

میخوام همتوت احساستون رو در مورد خدا برام بنویسید

دوسش دارید یا نه

چه قدر دوسش دارید

فکر میکنید خدا چه جوریه

کلا هر جوری که در مورد خدا فکر میکنید برام بنویسید

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:50 توسط ستوره| |

تا حالا فکر کردید حجاب چه خوبی هایی داره؟

من همیشه فکر میکردم اگر حجاب داشته باشم

زشت میشم و قیافم خیلی ضایع میشه

اما الان عقیدم کاملا عوض شده

به نظرم حجاب بهترین حالتی هست که میتونم از خودم محافظت کنم

با حجاب احساس میکنم دیگه هیچکس نمیتونه بهم اهانت کنه و یا جنس مخالف من

نمیتونه به من مثل یه کالا نگاه کنه حجاب باعث میشه بر اساس ظاهرم روی من

قضاوت نکنن

با حجاب احساس میکنم در امانم

من عاشق خدایی هستم که منو آفریده

اون از من خواسته حجاب داشته باشم تا خودم راحت تر باشم 

و من بدون هیچ چون و چرایی به حرفش گوش میدم 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:49 توسط ستوره| |

از موقعی که وارد دنیای موسیقی شدم هر لحظه و ثانیش برام قشنگ بود

من الان نزدیک به سه ساله که ویالون میزنم

سخته ولی ارزششو داره

شاید تلاش کردن برای یه چیزی که میدونی به راحتی بهش نمیرسی یه لذت دیگه داره

از موقعی کوچیک بودم یادمه همه بهم میگفتن تو اصلا اراده نداری تو هیچوقت برای هیچی تلاش نمیکنی

میخواستم ثابت کنم که میتونم

حالا بعد از سه سال هنوز دارم ثابت میکنم که میتونم

شاید کسایی که ساز نمیزنن ندونن که چه قدر سخته

اونا هیچوقت نمیفهمن زخم شدن انگشتای ادم از تمرین زیاد چه دردی داره

خیلی سخته ولی من عاشق چنین سختی هایی هسم 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 23:14 توسط ستوره| |

فردا عیده

 

خیلی خیلی خوشحالم

 

فردا مثل هرسال میریم خونه بزرگترای فامیل

 

چهارشنبه هم دارم میرم مسافرت

 

احتمالا الان شمال خیلی سرده ولی از اونجایی که

من

 

عاشق دریا هستم سرما رو هم تحمل میکنم

 

دوستای گلم عید همتون مبارک

 

امیدوارم یه سال پر از خیر و برکت و شادی

 

در پیش داشته باشید

 

موقع تحویل سال  یادتون نره منو دعا کنید

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 21:26 توسط ستوره| |

من کسی هسم که بر خلاف خیلی از ادما نه عشق رو

باور دارم و نه دوست دارم که اونقدر به یه نفر

وابسته

 

بشم که دیگه نتونم ترکش کنم

 

همیشه ترجیح میدم عاشق چیزی بشم که پا

نداشته

 

باشه که نتونه هیچوقت تنهام بذاره

 

به نظرم من از تنها شدن میترسم

 

میترسم عاشق کسی بشم چون از موقعی که

 

تنهام بذاره میترسم

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 20:5 توسط ستوره| |

کم کم عید داره میاد

 

خیلی خیلی خوشحالم اخه وقتی عید میشه همه

چی

 

یه جور خاصی میشه

 

یه جور خاص خیلی خوب اصلا یه بوی خوبی همه

جا 

 

میپیچه همه جا تمیز میشه و گوشه گوشه خیابونا

 

میشه پر از دست فروشایی که ماهی گلی

میفروشن

 

من عاشق ماهی گلی های عیدم

 

خدا کنه زودتر عید بشه

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 14:56 توسط ستوره| |

پسر عمم چند هفته پیش برای همیشه از ایران رفت

یه مغز به تمام معنا بود

دانشگاه صنعتی شریف درس میخوند

یعنی رتبه کنکورش زیر سه رقم بود

ولی هیچکس اینجا نخواستش

تا حالا خیلی بهش فکر کردم ولی به هیچ نتیجه ای نمیرسم

چرا شرایط برای بعضی ها اونقدر سخت میشه که ترجیح میدن همه چیو ول کنن و برن

واقعا چرا هیچکس قدر مغزای این کشورو نمیدونه

این ارزوی منه که یه روز از اینجا برم

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 19:54 توسط ستوره| |

به نظر من ویالون مثل زندگی هست

 

گاهی شاده و گاهی غمگین و گاهی سردرگم

 

فکر کنم اون موقع هایی که سردر گمه خسته شده از زدن یک 

 

مشت نت های تکراری

 

ولی اگر یکی از سیم هاش پاره شد باید چی کار کنه؟

 

باید بازم به اهنگ زدن ادامه بده؟

 

شاید با ادامه ندادنش ثابت کنه دیگه به درد نمیخوره

 

اگر تو لحظات سخت زندگی خسته بشیم و دست از تلاش برداریم

 

فقط ثابت میکنیم دیگه به درد نمیخوریم  

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 11:57 توسط ستوره| |

نمیدونم چرا این همه وقته اینجا بارون نیومده

 

دلم گرفته از این اسمون تکراری 

 

همیشه خورشید وسطش جا خوش کرده

 

چی میشد چند روز خورشید بند وبساطشو بر میداشت

 

و میرفت تا اسمون جرئت کنه چند قطره اشک بریزه

 

خدا کنه اسمون خودشو خالی کنه

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 12:50 توسط ستوره| |

کنار دریا نشسته بودم و داشتم با گوشیم یکی از اهنگ های حامی رو گوش میکردم

موجای دریا با پرخاشگری تمام به سطح اب ضربه میزدن انگار که یادشون رفته بود از همین ابی که دارن

بهش ضربه میزنن بوجود اومدن چه قدر بی انصاف بودن

اب دریا معلوم بود که خیلی وقته کارش فقط صبره

شاید به خاطر اینه که هر وقت به خدا فکر میکنم یاد دریا و موجاش میفتم اون موقع هست که سرمو به

طرف اسمون میگیرم و میگم خدایا چرا منو افریدی منی که خیلی وقتا یادم میره از تو هستم

یادمون باشه از کی هستیم و به کی بر میگردیم

صبر خدا خیلی زیاده ولی شاید دلش بگیره از این همه بی انصافی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 15:59 توسط ستوره| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت